آرامش
این متن شامل دو صحنه است که من هر صحنه ای را با یک رنگ نشون میدم که بتونید از هم تفکیک کنید! چرا دستهایم حرکت نمی کنند؟ چه قدر آرامند چه بی صدا صحبت می کنند! عجب سکوتی!.... عجب چرخشی! ... چه رقص زیبایی! این همه رنگ چه زیبا در کنار هم چیده شده اند! .........!!!!! وای دوباره همه جا را دود گرفت! دست و پایم حرکت نمی کنند! این ها چه گونه این چنین راحتند؟ چه شتابان به این طرف وآن طرف می روند! این چه آوازی است که این چنین آن ها را به رقص در آورده است؟ خوب شد که او نیامد! ......من هم نمی توانم به درستی حرکت کنم! الو ......الو.....الوو! انگاری دیگر صدایم را نمی شنوند! ..................................................................................................................................... چرا او را فرستادید؟؟ مگر نمیدانید که او کم سن است و این کار از عهده اش بر نمی آید؟؟؟؟؟! هرچه گفتم تو نباید تا اینجا می آمدی! .................................................................................................................................... دیگر فایده ندارد! باید به خودم ثابت کنم که می توانم! پس این ها با کدام آهنگ این گونه به رقص در آمده اند؟ پس چرا من صدا را نمی شنوم؟؟؟؟ صبر کنید! من را هم با خودتان ببرید! دستهایم تکان نمی خورد! پاهایم توان ندارد! ........................................................................................................................................ کدام قسمت پرتاب شد؟؟ نمی دانم آن قدر سریع پرتاب شد که نفهمیدم! همه جا را بگردید! باید پیدایش کنیم! یعنی به کجا پرتاب شده ؟؟ ..................................................................................................................................... دیگر پیدایم نمی کنند! من باید با این ها حرکت کنم! به کجا می روند؟؟ ای کاش من را هم با خود می بردند! ................................................................................................................... بگویید موتور قایق ها را خاموش کنند! ممکن است از زیر سرش به ته قایق بخورد! الو.....از خیبر به احد قایق ها را برگردانید دیگر پیدایش نمی کنیم! مگر نگفتم او غواصی بلد نیست؟؟؟ پس چرا او را برای این کار فرستادید؟؟؟؟ اذان بگویید همیشه از صدای اذان لذت می برد! .............................................................................................................. سییییس!........سییییییس!!!! گوش کنید من هم صدا را شنیدم! انگار دستهایم به چرخش در آمدند مانند همان ماهیها! آری ! کیست که مرا این گونه به رقص در آورده است؟؟؟ ماهی ها چه زیبا شناورند در آب! عجب آرامشی! من هم به دنبال ماهی ها به رقص در آمده ام! می روم ! این صدا مرا مست کرده است! انگار مرا صدا می کند! آمدم صبر کنید! من هم آمدم! من هم آرامش گرفتم! دست و پایم چه زیبا شناورند! زمانی نمانده است! صدایم می کنند! ماهی ها من هم آمدم! 10 9 8 7 6 5 4 3 2 1 قولوپ ....قلوپ....قلوپ...! .......................................................................................... الو...حاجی! خبر دهید تن پاکش به روی آب آمد! بگویید آخر نتوانست در مقابل صدای اذان تاب آورد! رفت...! بگویید پسرک عاشق ما شهید شد! خدایش بیامرزد! عجب ضیافتی است ! چه قدر مهمان آمده است! چه مخمل سیاه رنگ زیبایی پهن کرده اند! مروارید های درخشانش را کدام خیاط این چنین زیبا دوخته است؟؟؟؟؟!! عروس را چه زیبا کرده اند! کدام آرایشگر چهره ی عروس را این چنین تابان کرده است ؟؟!!!! عجب ضیافتی است! چه قدر مهمانان شاداب و تابان هستند! چه کسی این چنین مهمانان را امید داده است؟؟ً!! گویی همه امید دارند لحظه ای میزبان را ببینند راستی چرا در بعضی از ضیافت های او میهمانان گریه میکنند؟؟؟!! می گویند صدایی هولناک با نوری شگفت انگیز ضیافت را روشن میکند شاید می خواهند خبر آمدن میزبان را بدهند ! بعد از آن بعضی ها به گریه می افتند! عجب ضیافتی است! کیست که این چنین ضیافت را صفا داده است؟؟! می گویند میزبان همیشه میهمانی هایش به این زیبایی برپا می شود! همه منتظر و امیدوارند گاهی میهمانان به هم چشمک می زنند گویی می خواهند مژده ی آمدن میزبان را بدهند! آیا میهمانان میزبان خود را نمیشناسند که این چنین مشتاق دیدنش شده اند؟؟ میهمانان نگرانند که وقت تمام شود و نوبت ضیافت دیگری شود ممکن است نتوانند میزبان خود را ببینند ..................!! در ضیافت شوری برپا میشود!!!!! آن صدا ! همان صدای هولناک شنیده میشود! نورش چه زیبا ضیافت را روشن می کند! همه شگفت زده اند! گویی میزبان در حال آمدن است! آری همان طور که گفته اند میهمانان به گریه افتاده اند! بعضی از میهانان همان ستاره های مرواریدمانند درخشان مدام چشمک می زنند! ماه عروس آسمان چه قدر درخشان تر شده است!!! گویی نور معشوق در چهره اش منعکس شده است!!! آری ! ابرها به گریه می افتند آن زمان که رعد و برق آسمان شب را نورانی می کند! آسمان شب!! عجب ضیافتی است!! کیست که میزبان خود را نشناسد؟؟!!!!! نمى دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم؟ و من خواستم با چنين شيوه اى از فاطمه بگويم، باز درماندم: دکترشریعتی مونه .همين طور که قلبت رو پر مي کنه مغزت رو خالي مي کنه عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود يک رنگي و بوي تازه از عشق بگير…پر سوزترين گدازه از عشق بگير در هر نفسي که مي تپي اي دل من…يادت نرود اجازه از عشق بگير اول اسپیکر هاتونو روشن کنین! آهنگ از استاد شجریان گذاشتم!(شب جدایی) مگه نمیگن ۴۰ تا از گناها مال زبونه ..! پس چرا حرف میزنیم اونم از نوع سرسام آورش! گاهی اوقات در سکوت هق هقی میشنویم ... ... خنده ای میبینیم.....برگ زردی را که زمین می افتد میگیریم....و چه زیباست سکوت! ای کاش می شد گوشمون صدایی را نشنوه و همه ی آدمارو را بازیگر های پانتومیمی ببینیم که چه ماهرانه ایفای نقش میکنن!!! به کارای خنده دارشون از ته قلب بخندیم و برای زندگی غم انگیزشون سوزناک گریه کنیم ولی مطمئن باشیم که اونا فقط بازیگرای یه نمایشه پانتومیمن و قرار نیست تا آخر عمر به زندگیشون فکر کنیم و دنبال راه حل مشکلاتشون باشیم..! تا حالا به این فکر کردیم که چرا اون پروانه انقدر سریع از کنارمون گذشت یا چرا اون بنا تو اون هوای سرد از اتاقش اومده بود بیرونو زل زل تو چشمات نگاه می کرد اصلا چرا امروز سر زنگ فیزیک من انقدر خوابم میومد؟؟........یا اصلا چرا امروز چراغ راهنمایی انقدر دیر سبز شد.....؟؟؟ از این به بعد می خوام به همه چیز فکر کنم......!
الا به ذکرالله تطمئن القلوب! یاد خدا آرامش بخش دلهاست!
![]()
![]()
فاطمه، فاطمه است.
خواستم از "بوسوئه" تقليد كنم، خطيب نامور فرانسه كه روزى در مجلسى با حضور لوئى، از "مريم" سخن مى گفت. گفت، هزار و هفتصد سال است كه همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند. هزار و هفتصد سال است كه همه فيلسوفان و متفكران ملت ها در شرق و غرب، ارزشهاى مريم را بيان كرده اند.
هزار و هفتصد سال است كه شاعران جهان، در ستايش مريم همه ذوق و قدت خلاقه شان را بكار گرفته اند. هزار وهفتصد سال است كه همه هنرمندان، چهره نگاران، پيكره سازان بشر، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندى هاى اعجازگر كرده اند. اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و كوششها و هنرمنديهاى همه در طول اين قرنهاى بسيار، به اندازه اين يك كلمه نتوانسته اند عظمت هاى مريم را باز گويند كه:
"مريم مادر عيسى است".
خواستم بگويم:
فاطمه دختر خديجه بزرگ است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه دختر محمد(ص) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه همسر على (ع) است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر حسنين است.
ديدم كه فاطمه نيست.
خواستم بگويم كه: فاطمه مادر زينب است.
باز ديدم كه فاطمه نيست.
نه، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست.
فاطمه، فاطمه است. ![]()
![]()
![]()
در تنهاترین کوچه باغ تنهایی ام
هن هن نفسهایت را احساس می کنم ![]()
وقتی که فقط ردپای تو در کنارم دیده میشود![]()
ای تنها ترین تنهای عالم...!!![]()
![]()
از خدای معشوق بخواهیم که برای درک عشق توان تحمل عاشق را زیاد کند تا در این صحنه ی عشق عاشقانه عشقبازی کنیم...!!!!!!![]()
![]()
همه از دوست فقط چشم و دهن مي خواهند
ديو هستند ولي مثل پري مي پوشند
گرگ هاي كه لباس پدري مي پوشند
آنچه ديدند به مقياس نظر مي سنجند
عشق ها را همه به دور كمر مي سنجند
خب طبيعيست كه يك روزه به پايان برسد
عشق هاي كه سر پيچ خيابان برسد.................!!!!!!!!
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آدم
فرزند؟
من را نه مادري نه پدري، بنويس اولين يتيم خلقت
محل تولد؟
بهشت پاك
اينك محل سكونت؟
زمين خاك
آن چيست بر گرده نهادي؟
امانت است
قدت؟
روزي چنان بلند كه همسايه خدا،اينك به قدر سايه بختم به روي خاك
اعضاء خانواده؟
حواي خوب و پاك ، قابيل خشمناك ، هابيل زير خاك
روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق
رنگت؟
اينك فقط سياه ، ز شرم چنان گناه
چشمت؟
رنگي به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان
وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم در هواي دوست
نه آ نچنان وزين كه نشينم بر اين خاك
جنست ؟
نيمي مرا ز خاك ، نيمي دگر خدا
شغلت ؟
در كار كشت اميدم
شاكي تو ؟
خدا
نام وكيل ؟
آن هم خدا
جرمت؟
يك سيب از درخت وسوسه
تنها همين ؟
همين!!!!
حكمت؟
تبعيد در زمين
همدست در گناه؟
حواي آشنا
ترسيده اي؟
كمي
ز چه؟
كه شوم اسير خاك
آيا كسي به ملاقاتت آمده؟
بلي
كه؟
گاهي فقط خدا
داري گلايه اي؟
ديگر گلايه نه؟، ولي ...
ولي چه ؟
حكمي چنين آن هم يك گناه!!؟
دلتنگ گشته اي ؟
زياد
براي كه؟
تنها خدا
آورده اي سند؟
بلي
چه ؟
دو قطره اشك
داري تو ضامني؟
بلي
چه كسي ؟
تنها كسم خدا
در آ خرين دفاع؟
مي خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
![]()
| طراح قالب وبلاگ Pichak.net |

