تبليغاتX
آرامش
آرامش
الا به ذکرالله تطمئن القلوب! یاد خدا آرامش بخش دلهاست!
جستجو
"دوست" واژه ایه که خیلی برامون آشناست نــــــــه؟!

شاید تعجب کردید که چرا جلوی این کلمه علامت سوال و تعجب گذاشتم. می دونید چرا؟

چون شاید واقعا معنی مفهوم و حقیقت این کلمه رو درک نکردیم

هرکسی رو دوست خودمون میدونیم و خودمونو دوست هر کسی میدونیم

اگه کسی رو دوست خودمون بدونیم موجبات ناراحتیش نمیشیم.حداقل اگه کمکش نمیکنیم اذیتش نمیکنیم

این مطلبو بخاطره یه موضوعی نوشتم ولی دلم میخواد فقط به اون موضوع ختم نشه و بسطش بدم

آیا هرکسی که باهاش سلام و علیک داریم دوستمون

آیا هرکسیو میتونیم دوست خودمون بدونیم و خودمون دوست هر کسی بدونیم...مسلما نه

دوستی هم وظایفی داره...من خودم تا چند وقت پیش که یه سری حرفا در مورد دوستو انتخاب دوستو دوست یابی شنیدم دید بهتر و قشنگتری نسبت به این کلمه پیدا کردم

دوست بها داره باید بهاشو بدی... بهاش همه چی هست هم مادی هم معنوی

باید محبت کنی اگه محبتشو میخوای . خرج داره باید خرج کنی مثل تلفن زدن. کادو خریدن و حتی اس ام اس زدن و...

دوست فقط مال خوشیها نیست. مهم اینه که تو غمها و سختیها کنارش باشی و کنارت باشه. در اصل اون موقع میتونی بشناسیش. یه دوست هیچ وقت نباید موجب آزار دوستش بشه. نباید ازش سوء استفاده کنه. نباید خیانت کنه. باید حامی دوستش باشه مثل یه برادر یا خواهر و حتی نزدیکتر از اون.

و خیلی چیزای دیگه که اگه شد بازم مینویسم فقط اینو میخواستم بگم که سعی کنیم حق دوستی رو بجا بیاریم اگه کسی و دوست خودمون میدونیم. از سر در گم کردنش لذت نبریم!!!!!!

 

ارسال شده در: شنبه 1386/08/19 :: 0 قبل از ظهر :: توسط :
سلام

این چند وقته راست دست بجام پست زد و وبلاگ رو زنده نگه داشت!

اما خبراش به من میرسه! میفهمم کیا هنوز به یادمن!

 من کنکوریم هنر میخونم! دعام کنین!

عاشقه خسته! تا معرفی نکنی من جوابی نمیتونم بدم!حداقل باید بدونم به خاطر کدوم گناه دارم بازخواست میشم!!!!!!!!

پ.ن:

۱.دعام کنین نه فقط واسه کنکور  واسه مشکلی که بیشتر از همه چیز واسم مهمه! به کمکش نیاز دارم!

                                                                                                               (چپ دست)

ارسال شده در: چهارشنبه 1386/08/16 :: 8 قبل از ظهر :: توسط : چپ دست

 

کشتی در طوفان شکست و غرق شد . فقط دو مرد توانستند به سوي جزیره ی کوچک بی آب و علفی شنا کنند و نجات یابند.

 

دو نجات یافته دیدند هیچ نمی توانند بکنند، با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخو ا هیم .

بنابراین دست به دعا شدند و براي این که ببینند دعاي کدا م بهتر مستجاب می شود به گوشه ا ي از جزیره رفتند.

نخست، از خدا غذا خواستند . فردا مرد اول، درختی یافت و میوه اي بر آن، آن را خورد . اما مرد دوم چیزي براي خوردن نداشت.

هفته بعد، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست، فردا کشتی دیگري غرق شد، زنی نجات یافت و به مرد رسید. در سمت دیگر، مرد دوم هیچ کس را نداشت.

مرد اول از خدا خانه، لباس و غذاي بیشتري خواست، فردا، به صورتی معجزه آسا، تمام چیزها یی که خواسته بود به او رسید. مرد دوم هنوز هیچ نداشت.

دست آخر، مرد اول از خدا کشتی خواست تا او همسرش را با خود ببرد. فردا کشتی اي آمد و در سمت او لنگر انداخت، مرد خواست به همراه همسرش از جزیر ه برود و مرد دوم را همانجا رها کند .

پیش خود گفت، مرد دیگر حتما شایستگی نعمت هاي الهی را ندارد، چرا که درخواستها ي او پاسخ داده نشد، پس همینجا بماند بهتر است.

زمان حرکت کشتی، ندایی از آسمان پرسید: چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی؟

پاسخ داد : این نعمت هایی که به دست آورده ام همه مال خودم است، همه را خود درخواست کرده ام.

درخواست هاي او که پذیرفته نشد، پس لیاقت این چیزها را ندارد.

ندا، مرد را سرزنش کرد : اشتباه می کنی . زمانی که تنها خواسته او را اجابت کردم، این نعمت ها به تو رسید.

 

مرد با حیرت پرسید: از تو چه خواست که باید مدیون او باشم؟

ندا پاسخ داد: از من خواست که تمام خواسته هاي تو را اجابت کنم!

 

باید بدانیم که نعمت هامان حاصل درخواست هاي خود ما نیست، نتیجه دعا ي دیگران برا ي ماست.

 

 

نویسنده: پریسا بهرامی

ارسال شده در: شنبه 1386/08/05 :: 2 قبل از ظهر :: توسط :
درباره وبلاگ
من یه بغض سر بسته ام

میان این همه بلند قهقهه های پوچ و توخالی ...


"چپ دست"


تمامی متن ها نوشته ی اینجانب است به جز آنها که اسم نویسنده ذکر شده.