تبليغاتX
آرامش
آرامش
الا به ذکرالله تطمئن القلوب! یاد خدا آرامش بخش دلهاست!
جستجو
کشتی در ساحل بسیار امن تر است، اما به این خاطر ساخته نشده / کوئلیو
ارسال شده در: دوشنبه 1386/10/17 :: 9 بعد از ظهر :: توسط :
یک توپ بسکتبال تو دست من تقریباً 19 دلار میارزه .
یک توپ بسکتبال تو دست مایکل جوردن تقریباً 33 میلیون دلار میارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه .


A basketball in my hands is worth about $19.
A basketball in Michael Jordan"s hands is worth about $33 million.
It depends whose hands it"s in.

-------------------------------------------------

یک توپ بیس بال تو دست من شاید 6 دلار بیارزه .
یک توپ بیس بال تو دست راجر کلمن 4.75 میلیون دلار میارزه.
بستگی داره تو دست کی باشه .


A baseball in my hands is worth about $6.
A baseball in Roger Clemens" hands is worth $4.75 million.
It depends on whose hands it"s in.

-------------------------------------------------

یک راکت تنیس تو دست من بدون استفاده است .
یک راکت تنیس تو دست آندره آقاسی میلیونها میارزه .
بستگی داره تو دست کی باشه .


A tennis racket is useless in my hands.
A tennis racket in Andre Agassi"s hands is worth millions.
It depends whose hands it"s in.

-------------------------------------------------

یک عصا تو دست من می تونه یه سگ هار رو دور کنه .
یک عصا تو دست موسی دریای بزرگ رو می شکافه.
بستگی داره تو دست کی باشه .


A rod in my hands will keep away an angry dog..
A rod in Moses" hands will part the mighty sea.
It depends whose hands it"s in.

-------------------------------------------------

یک تیرکمون تو دست من یک اسباب بازی بچگانه است .
یک تیرکمون تو دست داوود یک اسلحه قدرتمنده.
بستگی داره تو دست کی باشه .


A slingshot in my hands is a kid"s toy.
A slingshot in David"s hand is a mighty weapon.
It depends whose hands it"s in.

-------------------------------------------------

دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دست من دوتا ساندویچ ماهی میشه.
دوتا ماهی و پنج تیکه نون تو دستای عیسی هزاران نفر رو سیر میکنه .
بستگی داره تو دست کی باشه .


Two fish and 5 loaves of bread in my hands is a couple of fish sandwiches.
Two fish and 5 loaves of bread in Jesus" hands will feed thousands.
It depends whose hands it"s in.

-------------------------------------------------

همونطور که می بینی، بستگی داره تو دست کی باشه .
پس دلواپسی ها، نگرانی ها، ترس ها، امیدها، رویاها، خانواده ها و نزدیکانت رو به دستان خدا بسپار چون ...
بستگی داره تو دست کی باشه .


As you see now , it depends whose hands it"s in.
So put your concerns, your worries, your fears, your hopes, your dreams, your families and your relationships in God"s hands because...
It depends whose hands it"s in
ارسال شده در: دوشنبه 1386/10/17 :: 9 بعد از ظهر :: توسط :
سلام...

خیلی وقت بود که نشد بیام. ولی خیلی دوست داشتم بیام و مطالبی که دوست داشتمو بذارم

امشب اومدمو چندتا کانت می خوام با هم بذارم. پس یه نظر کلی در مرد همش ندین...

********************************

دکتر علی شریعتی انسانها را به چهار دسته تقسیم کرده است:

1. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم نیستند

عمده آدمها حضورشان مبتنی به فیزیک است. تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می‌شوند. بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند.
2. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هم نیستند

مردگانی متحرک در جهان. خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته‌اند. بی شخصیت‌اند و بی اعتبار. هرگز به چشم نمی‌آیند. مرده و زنده‌اشان یکی است.

3. آنانی که وقتی هستند هستند وقتی که نیستند هم هستند
آدمهای معتبر و با شخصیت. کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودنشان هم تاثیرشان را می گذارند. کسانی که همواره به خاطر ما می‌مانند. دوستشان داریم و برایشان ارزش و احترام قائلیم.

4. آنانی که وقتی هستند نیستند وقتی که نیستند هستند
شگفت انگیز ترین آدمها.در زمان بودشان چنان قدرتمند و با شکوه اند که ما نمی‌توانیم حضورشان را دریابیم. اما وقتی که از پیش ما میروند نرم نرم آهسته آهسته درک می‌کنیم. باز می‌شناسیم. می فهمیم که آنان چه بودند. چه می گفتند و چه می خواستند. ما همیشه عاشق این آدمها هستیم . هزار حرف داریم برایشان. اما وقتی در برابرشان قرار می‌گیریم قفل بر زبانمان می‌زنند. اختیار از ما سلب می‌شود. سکوت می‌کنیم و غرقه در حضور آنان مست می‌شویم و درست در زمانی که می‌روند یادمان می آید که چه حرفها داشتیم و نگفتیم. شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد.

ارسال شده در: دوشنبه 1386/10/17 :: 9 بعد از ظهر :: توسط :
سلااااااام!

این وبلاگم خوب از رونق افتادااااا!!!!!!!

بابا هنوز ۱سال نشده که تنهاش گذاشتم!!!!!

عجب بی معرفتایی هستییین!

شیطونه میگه تک تک اسم ببرم کیا این ورا میومدنو دیگه خیلی وقته ...!

نمیدونم دعام کردین یا نه! اما فعلا که خدا بارونه رحمتشو فقط رو سر من ریخته!

صدای شر شرشو هنوز احساس میکنم!

و فراموش نخواهم کرد که بوی نم نم بارانش بود که اینگونه از خود بی خودم کرد!

بویی که تا یاد دارم در یادم باقی خواهد ماند!

اما امشب!

یکی از بهترین شبهای بارانی ام بود!

قبل از باران

خشکی هوای این چند وقته هر دومان را خفه کرده بود!و این من بودم که به امید باران دستهای خشک شده اش را نگاه میکردم!

خودش میگفت تحملم کن!این چند وقته  خشکی زده ام!

خودش به من گفت امشب باران می آید اما خشکی بی حوصله اش کرده بود!

من که از شب بارانی امشب با خبر بودم سکوت کردم و به انتظار باران نشستم!

.

.

 

بوی نم نمش کم کم احساس میشد!

.

.

 او که دیوانه شده بود به زیر باران رفت!

.

 و آنقدر ماند...!

.

 

تا

.

 حسابی بارانی شد!

......     .........    ..........   ............   ..............

حالا این فقط من نبودم که به بارانش ایمان داشتم او هم مثل من زیر باران خیس شد!

 

                                                                                                           (چپ دست)

ارسال شده در: پنجشنبه 1386/10/13 :: 10 بعد از ظهر :: توسط : چپ دست
درباره وبلاگ
من یه بغض سر بسته ام

میان این همه بلند قهقهه های پوچ و توخالی ...


"چپ دست"


تمامی متن ها نوشته ی اینجانب است به جز آنها که اسم نویسنده ذکر شده.