آخه بابا چتونه؟؟
چرا یا این ورین یا اونور؟
چرا متعادل نیستین؟؟
بابا اسلام دین تعادله
چرا این فکرا رو رها نمیکنید ؟
بذارین این روح پر بکشه
بذارین بره....شاید رفت یه جای بهتر نشست
به خودتون قابلیت انعطاف بدین
بذارین این فکر به چیزی غیر از عقیده ی همیشگیتونم سرک بکشه...
بذارین بره ...حالا نخواستین دوباره بکنیدش تو همون سوراخی که میخواین...
چرا من باید وقتی تو خیابون یه قیافه ی ناجور میبینم سری به دوستم نشونش بدم؟؟؟؟؟؟؟
چرا تو بعد یک سال که منو ندیدی و میخوای روبوسی کنی قبل سلام میگی این چیه سرت کردی؟؟؟
آخه من که تا چند ماه پیش این چادر سرم نبود!!!!!!
حتما یه چیزی فهمیدم که حالا سرمه...
تو اینو نمیفهمی؟؟؟؟؟؟
تو که به نگاهت اجازه نمیدی چیزی غیر از عقیده ی خودت ببینه چه جوری ادعای روشن فکریت میشه؟
تو به نگاهت آزادی نمیدی؟؟؟!!!!!!! اسیرش کردی...!!!؟دیگه چه برسه به فکرت!!!
بذارین این روحتون یه بار بره پیش کسی که مثل شما نیست!!!!!!
شما اول این فکر رو آزاد کنید....این روح رو...این چشم ها رو...گوش هارو...
اونوقته که احساس آزادی می کنید...
اونجاست که وقتی پای عقیدت می ایستی ارزش داره!!!
عقیده ای که حبس شده باشه و خاک خورده باشه بی ارزشه...
چه زیبا گفت اون عزیز: اگر کسی امروزش مثل دیروزش باشه باخته...!!!!!
واقعا باخته...!
پ.ن:
۱.واقعا خستم...از این همه افراط و تفریط...دیگه خط وسطی باقی نمونده...محو شده...
همه میگن آقا میای طرف فکر ما؟؟؟؟؟؟نمی یای؟؟؟پس برو گمشو..!!!!!!