تبليغاتX
آرامش


آرامش



الا به ذکرالله تطمئن القلوب! یاد خدا آرامش بخش دلهاست!












خدایا یادته یه شب

باهم تنها شدیم

تنهای تنها

زیر نور ماه

و من از یه اتفاق بزرگ داغون بودم

بهم گفتی چیه؟گفتم تنهام

گفتی بیخیال همه

 من باهاتم

بازم تنهایی؟

گفتم آره

اونجا بود که تمام وجودم رو به آغوش گرفتی و اونقدر گرمم کردی

که گفتم

گور بابای همه تو که باهامی...

چند روز بعد خدا بهم یه هدیه داد یه هدیه ی بزرگ...

و از این خاطره سالها میگذره  و من هنوز یک لحظه تنها نشدم...

پ.ن:

۱.خاطره جان مرسی از دعوتت ولی من الان فقط یه قانون مهم تو ذهنمه که تجربه ی تلخش هنوز رنجم میده

راز های زندگیت رو فقط به پدر و مادر و همسرت بگو...فقط...فقط!!!!!!!!!!

نوشته شده در شنبه 1388/01/22ساعت 9 قبل از ظهر توسط چپ دست| |


من خوشبختم

مگر خوشبختی چیست؟

جز لبخندی که از اعماق درونم احساس میشود؟

لبخندی که گاه به دلخواهم آشکار میشود

گاه نمیشود

و این عین داراییست

عین خوشبختی

و چه زیباست که در دستان من است

خوشبختی

پ.ن:

۱.سال جدیدم تازه آغاز شده است شنبه ۱/۱/۱۳۸۸

نوشته شده در یکشنبه 1388/01/09ساعت 12 بعد از ظهر توسط چپ دست| |


خیلی خوب شروع شد

این روزهای اول بهار ۸۸

بهاری سرشار از امید

و من زنده بودنم را از این روزهای زنده میگیرم

روزهای سبز

سبز سبز

تازه به تازگی اکسیژن

اما بهار من

بی اکسیژن است

کم نفس شده ام

و من

سرشار از بی اکسیژنی ام

صدای این بهار مدام به گوشم تلنگر میزند

من آمده ام تا زنده کنم

تو را

و فقط تو را

همه ی این بودن ها برای توست

و سبز کنم این همه خاکستری را

تا تو سبز بودنم را بیاموزی

امیدم را نا امید مکنید

بگذارید دیدگانم میوه ی این شکوفه های زیبا را ببیند

مرا همین کافیست...

نوشته شده در یکشنبه 1388/01/02ساعت 1 بعد از ظهر توسط چپ دست|
طراح قالب وبلاگ Pichak.net