تبليغاتX
آرامش
آرامش
الا به ذکرالله تطمئن القلوب! یاد خدا آرامش بخش دلهاست!
جستجو
 بله...

بلاخره مام دانشجو شدیییییییییییییییییییم!!!!!!!!!!

پ.ن:

۱.اول بگم که ما نتایج اصلیمون

بعد از امتحان عملی میاد  و فعلا

 برای ترم اول من دانشگاه هنر

 اصفهان(پردیس)رشته ی صنایع دستی(روزانه)

قبول شدم انشاالله بعد از امتحان عملی

 یا رشته نقاشی یا طراحی صنعتی

 همین دانشگاه قبول میشم(انشاالله)

لوگوی Microsoft Windows SharePoint Services

ارسال شده در: پنجشنبه 1387/06/14 :: 11 قبل از ظهر :: توسط : چپ دست
شما بگویید زندگی ما ریاضی نیست؟
ای کاش ما مثل تابع ها اسیر نبودیم تابع ها همیشه اسیر متغیر خودشان هستند که بیشتر مواقع
x متغیر تابع است اما این x میتواند به شکلهای مختلفی ظاهر شود مگر ما آدم ها تابع نیستیم مگر ما مثل آنها اسیر نیستیم مگر این x نفس ما نیست که ما اسیرش هستیم! ای کاش ما آدم ها تابع نبودیم ای کاش  میشد از زندگی خود حد بگیریم اگر این متغیر به هر سمتی میل کند حد ما چه قدر میشود؟ به فرض که x یعنی نفس ما به سمت خوبی ها میل کند حالا چه با مقادیر کمتر چه با مقادیر بیشتر البته برای بعضی ها هم مهم است  چون ممکن است بعضی آدم ها مثل براکت ها با کمی عقب و جلو کاملا حد زندگیشان تغییر کند اما آدم نباید براکت باشد بعضی ها آگر با مقادیر حتی خیلی کم به اندازه ی ابسیلون به سمت خوبی ها میل کنند همان کمی مقادیر کمتر هم برویشان اثر میگذارد و بسیار حدشان متفاوت میشود آره خوب نیست آدم براکت باشد نمیشود که کمی عقب و جلو در مقدار میل کردن تمام حد زندگی ما را عوض کند!

هنوز هم نمیدانم این همه چرت و پرت تازه با من چه نسبتی , چه حرفی دارند!

راستی میدانستی از ما آدم ها میتوان مشتق گرفت؟ اگر دل به سوی چیزی میل کند مطمئنا عمل هم به همان سو میرود. نمیرود؟؟مگر این نیست که قلب ما دلتاایکس است و هنگامی که نمو میکند عمل ما یعنی دلتا وای را هم به همان اندازه نمو میدهد حالا واقعا چه کسی میتواند مشتق ماآدم ها را حساب کند؟ خوب میدانیم که فقط کسانی که فرمول های مشتق زندگی را به خوبی به خاطر سپرده اند به راحتی میتوانند مشتق بگیرند وای کاش ما هم در زندگی این فرمول ها را به خاطر میسپردیم !

هرکدام از ما در زندگی خود نقطه ی عطفی داریم هرکس وقتی میخواهد از گذشته اش بگوید قسمتی از دورانش را نقطه ی عطف زندگی اش میداند بعضی ها در دورانی از زندگی با تقعر به سمت پایین حرکت میکنند و بعد در یک لحظه که همان نقطه ی عطف زندگیشان است مسیر زندگی خود را عوض کرده و با تقعری بالا ادامه میدهند ... بگذریم! حالا شما بگویید زندگی ما ریاضی نیست؟

 

پ.ن:

۱.تعاریف و تشابهات مسخره ام را جدی نگیرید!

 

۲. این نوشته رو روز معلم به دبیر حسابانمون هدیه دادم و ایشون در پاسخ گفتند بهترین هدیه ای بود که در طول زندگی از کسی گرفته بودن!

 

۳.عمو جون خوش به حالت که الان همدانی!دیشب تو تلویزیون دیدمت! منم جشنواره میخوام! لعنت به این درس که دستو پای آدمو میبنده!فکر کن!!!الان جشنواره بودم با عمو!مثل جشنواره قبلی! چه قدر خوش میگذشت!حالا هر سال جشنواره اصفهان بوداااا نمیدونم امسال دیگه همدان چه صیغه ای بود!عمو مگه نگفتی حتما  اصفهانه؟منم میخوامم خب!

ارسال شده در: شنبه 1386/02/15 :: 8 بعد از ظهر :: توسط : چپ دست
درباره وبلاگ
من یه بغض سر بسته ام

میان این همه بلند قهقهه های پوچ و توخالی ...


"چپ دست"


تمامی متن ها نوشته ی اینجانب است به جز آنها که اسم نویسنده ذکر شده.