آرامش
تابستان بادبزن بدست میگیرد خورشید عینک آفتابی میزند آدم برفی شال گردن میبندد کبری زیر باران با چتر درس می خواند دخترک کبریت فروش بخاری می فروشد سیندرلا کلی کفش قشنگ دارد بابا آب نمی دهد بابا نان هم نمی دهد چون بابا دیگر آب و نان ندارد چون بابا دیگر کار ندارد بابا خسته است مادر حوصله ی آش پختن هم ندارد چون بابا قصد مهاجرت به کانادا دارد اما پول ندارد چون کار ندارد چون حال کار ندارد پسرک کنکور دارد کتاب دارد دفتر دارد تست دارد کلاس آموزشی هم دارد اما پسرک حال درس خواندن ندارد چون پسرک عاشق شده است عشق که دارد دختر را هم که دارد اما نمی تواند با او زندگی کند چون خانه ندارد چون پول ندارد چون کار ندارد هوش که دارد استعداد که دارد قوه ی بدنی هم دارد پس چرا کار ندارد؟ چون مدرک ندارد چرا مدرک ندارد؟ چون پسرک حال درس خواندن ندارد قضیه این است که اینجا همه همه چیز دارند اما هیچ کس حال ندارد... *لطفا دریوری هایم را جدی نگیرید (حقیقتا با این فعل های اشتباه به ادبیات فارسیمان گند زدندیمم
الا به ذکرالله تطمئن القلوب! یاد خدا آرامش بخش دلهاست!
![]()
)![]()
| طراح قالب وبلاگ Pichak.net |


